Warning: Parameter 1 to wp_default_scripts() expected to be a reference, value given in /home2/babolkarimeh/public_html/wp-includes/plugin.php on line 600

Warning: Parameter 1 to wp_default_styles() expected to be a reference, value given in /home2/babolkarimeh/public_html/wp-includes/plugin.php on line 600
عنایت حضرت معصومه علیهاالسلام به زائر برادر | مجله فرهنگی باب الکریمه
شنبه، ۲۴ آذر ، ۱۳۹۷
۱۷:۵۹ پنج شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۴

عنایت حضرت معصومه علیهاالسلام به زائر برادر

ناباورانه “حضرت معصومه” وسیله برگشت‌مان را هم مانند “منزل در مشهد” فراهم كرد.

رصدگر

آقای شیخ عبدالله موسیانی نقل می‌كند: كه ما عازم مشهد مقدس بودیم در حالی كه در آنجا به جهت جمعیت زیاد زوار، منزل به سختی پیدا می‌شد. من با اطلاع از این جهت ما عازم مشهد شدیم، دیدیم منزل بسیار كمیاب است نزدیك حرم از تاكسی پیاده شدیم، ناگهان دیدم جوانی از داخل كوچه به طرف من آمد و به من گفت: منزل می‌خواهید؟ گفتم: بله، گفت دنبال من بیا با او رفتم مرا داخل خانه‌اش برد، اطاف بزرگ و خوبی را به ما داد، ما وقتی در آنجا مشغول جابجایی وسایل بودیم، خانم ایشان ما را برای ناهار دعوت كرد، بعد از تشرف به حرم و زیارت و نماز، ناهار را با آنها خوردیم.

صبح روز بعد، خانم از ما سوال كرد: شما چند روز در اینجا هستید؟ گفتم ده روز. گفت ما به تهران می‌رویم، این كلید خانه، هر وقت كه خواستید بروید، كلید را بدهید به همسایه ما آقای رضوی (یا رضوانی).

گفتم كرایه منزل چه می‌شود؟ گفت ما صحبت آن را كرده‌ایم.

ما خیال كردیم مقصود ایشان صحبت درباره كرایه است با آقایی كه بنا شد كلید را به او بدهیم. چند روزی گذشت كسی آمد در خانه و گفت: من رضوی (یا رضوانی) هستم، شما هر وقت كه خواستید به قم بروید، كلید را پشت آینه داخل اطاق بگذارید و در منزل را ببندید و بروید.

گفتیم: كرایه چه می‌شود؟ گفت درباره كرایه با من صحبتی نكردند. ده روز ما تمام شد، خواستیم برگردیم، دیدیم بلیط ماشین را باید چند روز پیش تهیه می‌كردیم و الان تهیه بلیط امكان ندارد، خیلی ناراحت بودیم كه من از صاحب ماشینی(كه در نزدیك منزل ما، ماشین خودش را پارك می‌كرد و در مسیر “تهران- مشهد” مسافر جا به جا می‌كرد) خواستم ما را هم با خودش تا تهران ببرد. او گفت: من فردا حركت نمی‌كنم ولی فردا شما را به قم می‌فرستم؛ فردا ما را تا گاراژ ماشین برد و رفت به مسوول دفتر گفت: اینها از ما هستند و می خواهند به قم بروند، او هم موافقت كرد و در بهترین جای ماشین به ما تعداد صندلی مورد نیازمان را داد و ناباورانه “حضرت معصومه” وسیله برگشت‌مان را هم مانند “منزل در مشهد” فراهم كرد.



کلیدواژه ها: , , , ,
رأی دهی به مطلب
Loading...






پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + 2 =